من که می دانم شبی عمرم به پایان میرسد نوبت خاموشی من سهل و اسان میرسد من که میدانم که تا سرگرم بزم و مستی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم شتابان می رسد پس چرا عاشق نباشم
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 8:48 توسط یک تنها |
| ||||||