تبليغاتX
عشق بی انتها(دروغین)

شيشه ای می شکند...

 

يک نفر می پرسد...چرا شيشه شکست؟

 

مادر می گويد...شايد اين رفع بلاست.

 

يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل يک کودک شيطان آمد.

 

شيشه ی پنجره را زود شکست.

 

کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد...

 

تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد...

 

اما امشب ديدم...

 

هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد...

 

از خودم می پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ی پنجره هم کمتر است؟

 

دل من سخت شکست اما، هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟

 

****************

 

آن زمان ها به امیدی که تو برخواهی گشت پای هر پنجره مات می نشتم به تماشا //تنها//

گاه بر پرده ی ابر، گاه بر روزن ماه، دور تا دورترین جاده می رفت نگاه، باز می گشتم تنها ..

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 1:28 توسط نازی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت، عاقبت بر عشق من خنديد و رفت، اشك در چشمان سردم حلقه زد، بي مروت، گريه ام را ديد و رفت


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته دوم آبان 1388

هفته اوّل مهر 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387


نویسندگان

یک تنها

...
نازی
نازی


پیوندها

شعر و عکس و رمانهای عاشقانه
ستاره ی سهیل
صفا 30 تی کرج
تفریح سرا
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin