گاهی آدمها اشتباه می کنن گاهی آدمها کارایی می کنن که نباید بکنن گاهی آدمها حرفایی می زنن که نباید بزنن گاهی آدمها حرفایی باید بزنن که نمی زنن گاهی چیزهایی را دوست دارن که نباید گاهی درست و غلط اونقد به هم می پیچه که تشخیصش سخته گاهی فقط بدی می بینی و این خیلی بده گاهی واقعا خوبیی نداری که دلخوشش بشی خیلی بده که حتی چیزایی که محرمترین دوستات نمی دونن یه عده آدم به خوشون حق دونستن وقضاوت می دن این خیلی بده که هرکسی اجازه بده به خودش هر قضاوتی کنه این خیلی بده که خیلی وقتا در موردت صحبت کنن خیلی بده خیلی خیلی خیلی و این بخاطر اینه که من یه کارایی را که نباید میکردم کردم
+ نوشته شده در جمعه سوم مهر 1388ساعت 0:46 توسط نازی |
بعد از يه مدت طولاني اومدم آپ كنم.خيلي وقته كه حس آپ كردن ندارم
خيلي وقته كه حالم خوب نيست نه شب دارم نه روز!همش دلم ميخواد تنها باشم
دلم ميخواد يه گوشه اي بشينم و به بدبختي هام فكر كنم
ولي تنهايي هم ديگه واسه ما كلاس ميذاره!!!!ديگه پيشم نمياد
همش استرس دارم خيلي وقته كه درست و حسابي نخنديدم،اونم من كه استاد خنديدن بودم.ولي ديگه
.......خدا جونم داري ميشنوي؟داري ميبيني كه چه حالي دارم؟چرا كمكم نميكني؟
ميدونم اگه تو هم نبودي حالم خيلي از ايني كه هست بدتر ميشد
.خدا كمكم كن بشم همون دختر سابق.همون دختري كه همش شاد بود هيچي براش مهم نبود.همون دختري كه
يه لحظه هم خنده از روي لباش نميرفت حتي موقع خواب
!خدا جوني خودت كه يكي از مشكلاتي كه باعث شده به اين حال بيفتم رو ميدوني پس چرا حلش نميكني؟
من كه به همه دري زدم اما فايده اي نداشت ميدونم شايد حكمتي توش باشه ولي آخه چه حكمتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدايا ديگه مغزم كار نميكنه!!!خودت به دادم برس اي دادرس بندگان
دوستاي عزيزم ازتون ميخوام كه دعام كنين،راهنماييم كنين!!!
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 1:5 توسط نازی |
| ||||||