میون صفحه عالی لکه سردی رو دیدم تو اون نگاه پاکش چه غم در دی رو دیدم با خودش اهسته می گفت ای خدا ی نازنینم کاش می شد از اون نگاهش گل عاشقی بچینم تمام هستیم دادم تا که اون یک روز بشه ما اخ که هیچکی نمی دونه تو دلم نمونده جز اه روز شب دارم می گردم که اونو بدست بیارم اما تموم نمی شه دیگه طاقتی ندارم چی بگم خدای خوبم عشق ما برام یک خوابه ارزو ی داشتن اون مثل راه رفتن رو ابه ابه ابه
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 20:7 توسط یک تنها |
| ||||||