سلام عزیز مهربون
دیشب بعد از مراسم چند بار بهت اس ام اس دادم اما جواب ندادی تو خواب بودی.. من فکر می کردم از نگرانی خوابت نمی بره اخه چه جوری خوابت برده بود؟؟خیلی ناراحت شدم ...ازت انتظار نداشتم من بهت نیاز داشتم حالم اصلا خوب نبود دوست داشتم باهات حرف بزنم کمکم کنی اما تو !!!!!!!!!!!
به خاطر تو به خاطر اینکه خوشحالت کنم به خاطر دل خودم به خاطر اینکه با هم باشیم شبا تا دیر موقع درس می خوندم تا ارشد قبول بشم بیام اونجا پیش تو .... با یکی از بچه ها برنامه ریزی کردیم هر شب درس می خونیم اون از همه ماجرای ما باخبره
دیشب حالم خوب نبود اس ام اس دادم بهش گفتم عسل جان حالم زیاد خوب نیست اعصابم بهم ریخته می خوام برم بخوابم بهم گفت نازی بذار واست یه کلیپ بذارم به جان خودم حالت بهتر میشه گفتم حال ندارم بذار یه وقت دیگه گفت نمیشه همین الان باید گوش کنی
قبول کردم کاش قبول نمی کردم خدایا من چه گناهی کردم ؟؟
علی چرا ؟ علی تو که شکاک نبودی!!!!!!!!!!!!
خدایااااااااا چرا اینجوری شد؟؟؟؟؟ علی تو هنوز منو باور نداری اما من باورت کرده بودم بهت ایمان داشتم اما تو ........
چه سخت است دل کندن ....چه سخت است فراموش کردن ... خود را به آن راه زدن
خدایاااااا کمکم کن تنهام نذار .....
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 10:32 توسط یک تنها |
الان که مینویسم خیلی دلم گرفته . هم دلم گرفته هم از یه موضوع خیلی ناراحتم
منو علی دوساله که با هم اشنا شدیم هموخیلی دوست داریم با اینکه از هم دوریم طاقت نداریم که حتی یه روز از هم بی خبر باشیم
.دیشب به علی اس ام اس دادم گفتم قراره واسم خواستگار بیاد سریع بهم زنگ زد داشت گریه می کرد بهم می گفت نازی می خوای تنهام بذاری؟ می خوای ازم جدا بشی؟ اگه بری و تنهام بذاری من میمیرم
...خیلی ا ز حرفاش ناراحت شدم نتونستم صحبت کنم تلفن رو قطع کردم بهش اس ام اس دادم گفتم علی تو به من
اعتماد نداری؟ مگه ادم چند بار عاشق میشه من فقط تو رو دوست دارم و همیشه منتظرت میمونم تا یه روز بهم برسیم
..علی ما مال همیم هیچ کس نمی تونه منو تو رو از هم جدا کنه هیچ کس.. یه کم اروم شد.. اون به من قول داده بود هیچ وقت گریه نکنه اما دیشب گریه کرد .. وقتی صدای گریه اش رو می شنیدم دلم اتیش می گرفت دوست ندارم چشمای عزیزم خیس اشک باشه
.نمی دونین وقتی می خنده چه ناز میشه صورتش مثل فرشته ها مهربون میشه..صبح دوباره بهم زنگ زد می گفت دیشب بد ترین شب زندگیم بوده توی این مدت که با هم بودیم هیچ وقت این اندازه ناراحت نبوده بهش گفتم
واسه منم شب بدی بوده دیشب خیلی گریه کردم..... من و علی همو خیلی دوست داریم خدا جون بهمون کمک کن بهم برسیم
دلم واسه علی یه ذره شده الان بهم اس ام اس داد یه کم از دستم دلخوره چون من دانشگاه بودم گوشیمو با خودم نبرده بودم علی چند بار بهم اس ام اس داده من جواب ندادم نگرانم شده الهی قربونه دل کوچیکش برم من.
عزیزم عاشقانه میگم دوستت دااااارم
..
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 17:6 توسط یک تنها |
بهترین صدای زندگیم تپش قلب توست. و عاشقانه ترین روزم روز تولد توست. چه خوب شد که به دنیا اومدی و چه خوب تر شد که دنیای من شدی پس با من بمون که عاشقانه دوستت داااااااااارم. 
+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 0:21 توسط یک تنها |
| ||||||