چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی! 
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:46 توسط یک تنها |
امروز برای من بهترین و زیباترین روز خداست... انقدر خوشحالم که دلم می خواد فریاد بزنم اخه امروز تولد مهربون ترین فرد دنیا... عزیزم... تولدت مبارک تولدت رو با یه دنیا عشق و محبت به تو نازنینم تبریک می گم... دلم می خواست بودم تا با همه وجودم برات تولد می گرفتم امروووز خیلی خوشحالم... خیلی دوست داااارم ... برایت ارزوی بهترین ها رو دارم خوبه من...
![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:38 توسط یک تنها |
اي خدا كي ميشه روزي كه بدون واهمه
بتونم عشقمو فرياد بزنم بين همه
بگيرم دستاي گرمشو تو دستام هميشه
بدونم دلم ديگه هم سفر تنهاييشه
نزنه شور جدايي دله تنگ و بي قرار
لحظه ديدن روي ماه اون گله بهار
مثه پروانه كه گرد گل همش پر ميزنه
دله تنگم نمي تونه از نگاش دل بكنه
بدوزم چشمامو تو چشماي پاك و بي رياش
بخونم راز قشنگ عشقو از تويه چشاش
بزنم بوسه به اون لبهايي كه دلم ميخواد
بدونه آرزومه فقط بهش خنده بياد
بكنم زمزمه وقتي سر رو شونم ميزاره
عزيزت دوست داره ، بدون واست جون میزاره

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:36 توسط یک تنها |
امروز می خوام واسه دل خودم حرف بزنم یعنی حرفایی که تو دلم هست بزنم
من این وبلاگو فقط به خاطر علی درست کردم ٬ آخه من تو این وبلاگ بهتر می تونم حرفامو بهش بزنم
حالا ممکنه علی پیش خودش فکر کنه من دیوونه هستم که حرفامو اینجا می ذارم تا اون بخونه ٬ من خیلی دوست دارم که
با حرف زدن بهش بگم دوستش دارم اما با وجود اینکه خیلی رو دارم بازم نمی تونم بهش بگم ٬ به خاطر
همین این وبلاگو واسش درست کردم که فقط بگم دوست دارم.
خیلی خوووووووووبی
دوستت دارم تنها بهانه واسه بودن من.
علی جونم منتظرت می مانم ....منتظرت می مانم تا لحظه فرو ریختن ستاره ها ....منتظرت می مانم تا لحظه خاموشیه خورشید ....منتظرت
می مانم به اندازه ی شب های عاشق ....منتظرت می مانم تا لحظه ای که عشقت در درونم زنده است ....و بدان هیچ چیز من و عشقت را جدا نخواهد
کرد حتی مرگ ....حتی مرگ که خیلی ها آن را پایان همه چیز می دانند .............پس منتظرت می مانم تا....
بگذار بهتر برایت بگویم عاشق تو بودن و منتظر تو بودن تا نداره.......
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:31 توسط یک تنها |
مي خوام از تو بنويسم ،که نگي رفتي نموندي
نگي بي وفا شدي ، توي راه نرفته موندي
مي خوام از تو بنويسم ، که نگي طاقت نداشتي
نگي تا آخر رويا ، منو تنها جاگذاشتي
آخه اين مرام من نيست ، غم تو لحظه هات بيارم
اگه حتي بي بهونه ، اشکامو هديه بيارم
توي اين قلب غريبم ، تا هميشه يادگاري

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 1:43 توسط یک تنها |
گلم خانه خراب تو شدم به سوي من روانه شو همیشه در قلب منی...
سجده به عشقت ميزنم منجي جاودانه شو
اي کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم
اي لحظه ساز عاشقي عاشق با تو بودنم
روشنترين ستاره ام ميخواهمت ميخواهمت
تو ماندگاري در دلم مي دانمت ميدانميت
اي همه ي وجود من نبود تو نبود من
اي همه ي وجود من نبود تو نبود من
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 1:7 توسط یک تنها |
| ||||||